الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
283
أصول الفقه ( فارسى )
مىباشد . بلكه متشابهها را نبايد تفسير به رأى نمود . لكن تفكيك ميان محكم و متشابه بر پژوهشگر ژرفانديش دشوار نيست ، اگر مانع از پذيرش ظواهرى كه از نوع محكم است ، اين مسئله باشد . 2 - همچنين ايشان نمىگويند كه در عمل كردن به آيات محكم انسان مىتواند به سرعت اقدام كند ، بدون آنكه براى بدست آوردن هرچه براى بازگرداند ظهور آن صلاحيت دارد - مانند ناسخ ، مخصص ، مقيّد و قرينهء مجاز - در كتاب و سنّت جستجوى كامل كرده باشد . 3 - ايشان همچنين نمىگويند كه هركس مىتواند اخذ به ظواهر قرآن كند ، هرچند سابقهء علم و معرفت و تحصيل هرآنچه را مربوط به محتواى آيه است نداشته باشد . بنابراين عامى و شبيه عامى حق ندارد مدّعى فهم ظواهر قرآن و اخذ به آن شود . اين امر اختصاص به قرآن كريم ندارد ، بلكه هر كلامى كه مشتمل بر معارف عالى و مطالب علمى باشد - و اينها خواهان دقت در تعبير است - اينگونه است . آيا نمىبينيد هر علمى متخصصانى دارد كه براى فهميدن مطالب كتابهاى آن علم به ايشان مراجعه مىشود ، و دانشمندانى دارد كه نظريات كتابهاى آن رشته از ايشان گرفته و آموخته مىشود ، با اينكه اين كتابها و تأليفات ظواهرى دارد كه براساس قوانين كلام و اصول لغت جارى مىشود ، و راه و روشهاى اهل محاوره بر مخاطبين و نيز بر مؤلفان آنها حجت مىباشد ، اما براى انسان عامى كافى نيست كه بدون آموختن از اهلش مستقيما به آن كتابها مراجعه كند تا به آنها عالم شود و به آنها احتجاج كند يا عليه وى به آنها احتجاج شود . و اگر چنين كند آيا او را بر اين كار نكوهش و سرزنش نمىكنند ؟ اما اين امور ، ظواهر آن كتابها را از آنكه فىنفسه حجت باشند ساقط نمىكند ، و نيز آنها را از آنكه ظواهرى باشند كه احتجاج به آنها صحيح است بيرون نمىكند . بنابراين ، وقتى مىگوييم قرآن كريم بر بندگان حجّت است ، معنايش آن نيست كه همهء ظواهرش در حق همگان حجت است ، حتى كسى كه توشهاى از علم و دانش فراهم نساخته است . اينك به منكر حجيّت ظواهر كتاب مىگوييم : مقصود شما از اين انكار چيست ؟ 1 - اگر مراد شما همين معنايى است كه ذكر شد ، يعنى عدم جواز شتاب در اخذ